نظریه Transactional Analysis

شاید بتوان گفت شناخت خود مهم ترین عامل سعادت و بهروزی است و می توان نتیجه گرفت شناخت خود و دیگران از مهم ترین عوامل ایجاد و حفظ یک رابطه خوب و متعالی است.

دانشمندان علوم انسانی کوشیده اند با ایجاد نظریات مختلف در این مسیر به کمکمان بشتابند.هر چند این نظریات نمی تواند تمامی ابعاد روان انسان را تبیین کند ولی دست کم بخشی از آنچه نیاز داریم را برطرف می کنند.

مقاله ذیل را از طریق ایمیل از "سالی جون"دریافت کرده ام.

 (نظریه Transactional Analysis)


شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی”اریک برن” آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از بخش تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم. ارک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد. وی اجزاء شخصیت انسان را به ۳ بخش تقسیم می کند....


۱ – حالت من کودک child ego stage
۲ – حالت من والــد parent ego stage
۳ – حالت من بالــغ ego stage adult
۱ – حالت من کودک child ego stage

 

۱ – حالت من کودک
کودک به هنگام به دنیا آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و با تامین بودن ، می خندد…. و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد.
این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.


سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:
۱ – هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.
۲ – آینده را نمی بیند.
۳ – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.


احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.
تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و… ندارد….


۲– حالت من والد
در سالهای اولیه کودکی ( مخصوصا ۵ سال اول ) ، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود.
این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.
این بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.
همانطور که بعدا خواهیم گفت . ۳ بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.
شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کاراست و کار .
و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند.
این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.
اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند.دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته آنها هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.
( فراموش نکنید شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.)


۳ – حالت من بالغ
این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.
این بخش شخصیت است که :
- تجزیه و تحلیل می کند.
- آینده نگری می کند.
- میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.
- احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.
- فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست
در واقع شخصیت کامل انسانی ، شخصیتی هست که ۳ بخش فوق ( کودک – والد – بالغ ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد.


سرنخهای شناسایی شخصیت


● چه بخشی از شخصیت شما بر شما حاکم است؟
از دید ارک برن شخصیت ما از تعامل ۳ جزء مختلف ( ۱ – کودک ۲ – والد ۳ – بالغ ) تشکیل شده است . همچنین توضیح داده شد که خصوصیات هر یک از این ۳ بخش چگونه است و اگر هر کدام بر شخصیت یک فرد حاکم شود آن شخص چگونه رفتار می کند ، احساس می کند ، فکر می کند و یا صحبت می کند.


● هر یک از سرنخهای زیر نشان دهنده یکی از بخشهای سه گانه شخصیت است:

 
۱ – جزء کودک
الف ) سرنخهای کلامی :
- کاشکه
- دلم می خواد
- نمی دونم
- می خوام
- به من چه
- شاید وقتی که… ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدر ک گرفتم ، …..)
- نگاه کن چه کار کردم …( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و…)
- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ….)
مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:
” کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .
دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم
نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.
شاید وقتی تجربه دار بشم بتونم .
در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و… مطالب را خواهی یافت.
ب ) سرنخهای جسمانی
- غش غش خندیدن
- وول خوردن
- شعف
- چشم پائین انداختن
- کج خلقی
- جیغ
- ناله
- چشم گرداندن
- شانه بالا انداختن
- لج کردن
- قهر کردن
- سر به سر گذاشتن
- رجز خواندن
( بررسی کنید چه مقدار از نظر کیفی و کمی این سرنخها کلامی و جسمانی در شما و اطرافیانتان وجود دارد . آیا این سرنخها در شما یا آنها غالب نیست؟)


۲ – جزء والد
الف ) سرنخهای کلامی :
- دیگه نمی تونم
- جونم به لب رسیده
- گوش کن ، همیشه هم یادت باشه
- قیودی مثل : هرگز ، همیشه ، هیچ وقت
- آخه چند دفعه بهت بگم
- می خوام ته و توی این موضوع را در آورم، برای اولین و آخرین بار
- بیشتر کلمات تنبیه کننده یا تشویق کننده استفاده می کنند مثل : بی شعور ، مسخره ، بد ، نفرت انگیز ، وحشتناک ، تنبل ، مزخرف ، بی خود ، طفلک ، جرات نمی کنه ، خوشگل ، نکن ، عیب نداره ، باز دیگه چه شد ، بازم و کلمه های باید و مجبور است.
ب ) سر نخهای جسمانی :
- اخمها و چین های پیشانی
- سر تکان دادن
- نگاه ترس آور
- انگشت روی لبها نهادن
- دستها روی سینه گذاشتن
- آه کشیدن
- لبهای در هم فشرده
- انگشت سبابه که اشاره می کند.
کسانی که بخش والد شخصیتشان بر آنها حاکم هست. افراد جدی ، خشک ، کاری و غیر قابل انعطاف هستند. آنها محکم حرف می زنند و کمتر اهل مشورت هستند. گویا همیشه حق همان است که از دهان آنها در می آید و در این مسئله حتی تردید هم نمی کنند ، چه برسد به اینکه بخواهند مشورت دیگران را قبول کنند. بر خلاف دسته اول ( کسانی که جزء کودک شخصیت بر آنها حاکم است) ، این افراد به جای لذت طلبی ، فقط به دنبال واقع نگری ، آینده نگری و سخت کوشی هستند. معمولا خانواده این افراد از دستشان کلافه اند.
از تفریح و … در زندگی آنها اثر زیادی به چشم نمی خورد. بکن و نکن ها و دستورات متوالی آنها اطرافیانشان را در فشار می گذارد. گوش شنوای زیادی ندارند. فقط به هدف می اندیشند و هیچ انعطافی را با دیگران نشان نمی دهند.
زندگی تک بعدی آنها ، اگر چه بر خلاف گروه اول است ولی چون تک بعدی هست رضایت خودشان و دیگران را به همراه ندارد و آرامش آنها مخدوش است.
خود و اطرافیانتان را از نظر این سرنخها مورد دقت قرار دهید


۳ – سرنخهای جزء بالغ شخصیت:
- کلماتی که نشان دهند تجزیه و تحلیل و بررسی هست. مثل :
- چرا ؟ چه ؟ کجا ؟ کی ؟ چطور ؟ چقدر ؟ از چه طریق ؟
- استفاده از قیودی مثل : تا حدی ، احتمالا
- کلماتی که انعطاف فرد را نشان می دهد: به نظر من ، من فکر می کنم.
- کلماتی که نشان دهنده تامل و صبر است؟ تا فردا بررسی می کنم . صبر کنم بیشتر ارزیابی کنم


● خلاصه و نتیجه گیری:
اگر بخواهید در زندگی لذت ببرید و به آرامش برسید باید قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حکومت کند. (البته منظور این نیست که دو بخش کودک و والدتان از بین بروند.)
در واقع این جزء بالغ است که شما را متعادل می سازد . یعنی تا حدی کودک وجودتان را ارضاء و شاد می کند . ولی نه آنقدر که فرامین والد شخصیت را زیر پا بگذارد و موجب شود پیشرفت و موفقیت و آینده نگری فرد به خطر بیفتد.
قسمت بالغ شخصیت ، مخ متفکر و مرکز کنترل شخصیت هست که با تجزیه و آنالیز موقعیت های گوناگون سعی می کند آنها را با درون فرد سازگار کند.
- اگر متعصب هستید
- اگر دائما فقط به فکر لذت بردن هستید و به آینده توجهی ندارید
- اگر فقط به فکر خودتان هستید
- اگر انتقاد پذیر نیستید
- اگر در برابر مشکلات همیشه به شیوه تکراری از یک روش منسوخ استفاده می کنید
بدانید که قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حاکم نیست.
از طرف دیگر اگر همیشه فقط با سخت کوشی خود همه را خسته کردید و فقط به دنبال ثروت ، قدرت ، پیشرفت و علم هستید و هیچ وقتی به خود و اطرافیانتان برای لذت بردن ، نمی دهید ، بازهم بدانید که قسمت بالغ شخصیتان کنترل شما را به عهده ندارد.

يك روز زندگي     

  دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.

پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.

به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن."

لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ ..."

خدا گفت:   "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به كارش نمي‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگي كن."

او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد، اما مي‌ترسيد حركت كند، مي‌ترسيد راه برود، مي‌ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد، قدري ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده‌اي دارد؟ بگذار اين مشت زندگي را مصرف كنم.."


آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد ، چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد، مي تواند ....

او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما ...

اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد، كفش دوزكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه او را نمي‌شناختند، سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.

او در همان يك روز زندگي كرد.

فرداي آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!"

زندگي انسان داراي طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن مي انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگي آن است.

امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتي براي طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟

به نقل از ايميلي كه برام فرستاده شده بود.

با عرض پوزش از نويسنده محترم مطلب كه نام و نشانش را نمي دانم.

انتظارات غیرعادی خانم ها از همسرانشان

در اين قسمت از برخي خصوصياتي که مي‌‌تواند يک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نيز چيزهايي بدانيم. شايد خانم ظاهراً از تعدادي از رفتارهاي بخصوص آقا رضايت نداشته باشد

 خيلي سخت است که بتوان بر طبق خصوصيات اخلاقي که جنس مخالف آنها را مي‌‌پسندد رفتار کرد. معمولاً هنگاميکه زمان قرارهاي ملاقات فرا مي‌‌رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان مي‌‌رسند، اما در مقابل آقايون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجيح مي‌‌دهند. نکته مهمي‌ که آقايون نبايد هيچ گاه از نظر خود دور کنند اين است که خانم ها هميشه آنطور که وانمود مي‌‌کنند، نيستند و هيچ گاه حقيقت چيزهايي را که دوست دارند در همسر خود ببينند را به زبان نمي‌ آورند. شايد برخي از خانم ها نسبت به بعضي از خصوصيات اخلاقي همسرشان دل خوشي نداشته باشند و هميشه از او ايراد بگيرند و به او غر بزنند؛ اما بد نيست که در اين قسمت از برخي خصوصياتي که مي‌‌تواند يک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نيز چيزهايي بدانيم. شايد خانم ظاهراً از تعدادي از رفتارهاي بخصوص آقا رضايت نداشته باشد، اما واقعيت اين است که او در باطن خود، از زور خوشحالي در حال انفجار مي‌‌باشد. تعجب آور است؟!

اين مقاله را بخوانيد تا ببينيد کداميک از رفتارهاي "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر مي‌‌انگيزد و براي تغيير آنها مجددا فکر کنيد.

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا مي‌‌کنند که از مردهاي مرتب و تميز و شيک پوش خوششان مي‌‌آيد، اما گاهي اوقات اگر با لباس‌هاي ورزشي کج و کوله جلوي آنها ظاهر شويد، غذا را بدون رعايت آداب ويژه بخوريد، و در کوچه فوتبال بازي کنيد، شايد به نظر خانم ها خيلي جذاب تر هم جلوه کنيد. او بدش نمي‌ آيد که هر چند وقت يکبار براي نجاتش تلاش کنيد، و يا اگر از عهده تعمير برخي وسايل برمي‌‌آييد اين کار را انجام دهيد، و يا حتي با دوستان خود گپ بزنيد.

يک خانم با يک آقا قرار نمي‌گذارد تا بر سر اين موضوع که کدامشان کفش‌ها و يا موهاي شيک تري دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه اين تفاوت هاي موجود ميان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بيشتر شما به هم مي‌‌شود. البته نبايد فراموش کنيد که زمانيکه براي مشاهده تئاتر و يا صرف شام به بيرون مي‌‌رويد، او از شما انتظار دارد که لباسهاي مناسب و آراسته اي به تن کنيد، اما در عين حال بايد در نظر داشته باشيد که در بقيه ساعات بيشتر از حس مردانگي شما لذت مي‌‌برد - هر چند اين امکان وجود دارد که هرگز به اين موضوع اعتراف نکند- هميشه لازم نيست شيک ترين لباس ها را به تن کنيد و درهاي مختلف را پيش از او برايش باز کنيد، فقط کافي است که آروغ‌هاي بعد از نوشيدني را در زمان مناسب و هنگامي‌که با دوستانتان هستيد بزنيد.

2- نه گفتن

شما بايد تصميماتي که به ذهنتان را مي‌‌رسد را انجام دهيد و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مي‌‌دهد، عمل کنيد؛ حتي اگر اين کار سبب عصباني شدن خانم شود. آقايون تصور مي‌‌کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهايي مي‌‌گردند که او را بتوانند روي يک انگشت خود بچرخانند و هر چه که مي‌‌گويند انجام دهد. اگر بخواهيد هميشه مطابق آنچه به شما ديکته مي‌‌شود، عمل کنيد، ديري نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور مي‌‌شود. خانم ها به دنبال مردي هستند که چيزي براي ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقايد و ملاحظات شخصي خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردي هستند که شخصيت منحصر بفردي داشته باشد. اگر تمام زندگي يک مرد را تنها "همسرش" تشکيل دهد، آنگاه ديگر چيزهاي زيادي براي گفتن ندارد و برايش سورپرايزهاي زيادي باقي نمي‌ ماند که بتواند در مواقع ضروري آنها را رو کند.

حتي اگر همسر شما از آن دست خانم هايي باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگيرند، باز هم بدش نمي‌ آيد که گه گاه با شما قدرت آزمايي و جدلي برابر داشته باشد. بنابراين اگر تا به حال تصور مي‌‌کرديد که بايد کنترل تمام امور را به دست او بسپاريد، بهتر است از اين به بعد دست از اين كار برداريد؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نبايد خودتان را به يک خدمتكار خانگي دست آموز تبديل کنيد.

3- مستقل بودن

شايد هميشه خانم ها به اين دليل که همسرشان ادعا مي‌‌کنند سرشان بيش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافي مبذول نمي‌دارند، وقت زيادي را در محل کار خود سپري مي‌‌کنند و يا با دوست هاي خود خوش گذراني مي‌‌کنند، ناراحت مي‌‌شوند. بايد توجه داشت باشيد که اگر مي‌‌خواهيد همسرتان در کنارتان باقي بماند، بايد مانند يک پرنسس با او رفتار کنيد؛ اما از طرف ديگر، همواره در نظر داشته باشيد که اگر سرگرمي‌، تفريح و کارهاي ديگري براي انجام دادن نداشته باشيد، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نياز به فضا داريد، خانم ها نيز از آزادي خود لذت مي‌‌برند و شديداً به آن محتاج هستند. يک مرد مستقل و متکي به نفس در نظر خانم ها از جذابيت بيشتري برخوردار مي‌‌باشد. يک مرد محتاج و بدون آرزوهاي بزرگ، براي بيشتر خانم‌ها هيچ گونه جذابيتي ندارد. بنابراين شما مجاز هستيد که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذاريد و شغل و سرگرمي‌ مخصوص به خودتان را داشته باشيد.

4- حسود بودن

حسادت يکي از احساسات قوي به شمار مي‌‌رود. هر چند انسان ها نمي‌توانند ميزان دقيق حسادت خود را کنترل نمايند، اما مقدار کمي‌ حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقي، به راحتي مي‌‌تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزايش دهد. اگر شما نسبت به مردهايي که با اوصحبت مي‌‌کنند، هيچ گونه عکس العملي از خود نشان ندهيد، او تصور مي‌‌کند که به هيچ وجه برايش ارزش قائل نيستيد، به همين دليل به دنبال کسي مي‌‌رود که اين خلا را برايش پر کند. اگر او در مورد يک همکار مذکر خيلي صميمي‌ و يا مربي اش بازخواست نماييد، شايد در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندي بر لب هايش نقش خواهد بست. توجه: زمانيکه نوبت به حسادت مي‌‌رسد، مقدار کمي‌ از آن مي‌‌تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جويي کنيد. از قدرت فوق العاده آن با خبر شويد: او مي‌‌تواند عاشق مردي شود که نسبت به دارايي هاي شخصي او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

5- آسيب پذيري گاه به گاه

هر انساني دوست دارد که احساس کند ديگران به وجود او نيازمند هستند و از آنجايي که کمتر اتفاق مي‌‌افتد يک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نيست که به او اجازه دهيد اين کار را از طريق روش هاي ديگر به شما اثبات کند. براي مثال بد نيست که به او اجازه دهيد تا به شما گوشزد کند نياز به جوراب هاي بيشتري داريد، يا اينکه همي‌شه يادتان مي‌‌رود رخت ها را به خشک شويي ببريد، و براي بستن کروات خود به کمک او احتياج داريد.

شايد احمقانه به نظر برسد اما گاهي اوقات همين موارد ساده و پيش پا افتاده سبب مي‌‌شود که او احساس بهتري نسبت به خودش پيدا کند و بيش از پيش جذب شما شود. البته اين امر بدان معنا نيست که سعي کنيد از او براي خود يک مادر بسازيد - هر چند او از اين کار بدش نمي‌ آيد - اما اين امر شايد جزء آخرين چيزهايي باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانيکه نياز به کمک داشتيد و احساس مي‌‌کرديد که او مي‌‌تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاري کنيد. با اين کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور مي‌‌کنند که براي کشاندن خانم ها به سمت خود بايد از خودشان يک قهرمان دست نيافتني بسازند، اما اين امر صحت ندارد. مقداري نيازمندي و کمک خواستن سبب مي‌‌شود که شما در نظر او تا حدي آسيب پذير جلوه کنيد، و در چنين موقعيتي تمام خانم ها حاضر ايستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

6- پنهان کردن احساسات

شايد او هميشه اعتراض مي‌‌کند که چرا نبايد بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعي هستيد. شايد دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار براي ما چه اتفاقاتي رخ داده، شايد همي‌شه از شما بخواهد تا در مورد همه چيز با او صحبت کنيد، و به اصطلاح سفره دلتان را براي او باز کنيد تا بتواند به عمي‌ق ترين نقطه از احساساتتان دسترسي پيدا کند. شما مي‌‌دانيد که خانم ها با دوست هاي دختر در مورد جزييات تمام مسائل به خصوص در مورد نگراني هاي خود، صحبت مي‌‌کنند. به همین دليل اگر بخواهيد تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنيد، خيلي راحت مي‌‌تواند به شما نمره دهد.

در برخي مواقع اگر کمي‌ از او دوري کنيد و خود را کمي‌ اسرار آمیز جلوه دهيد، او علاقه بيشتري به شما پيدا خواهد کرد. نکته جالب اينجاست که خودش به شخصه براي پيدا کردن حقيقت تلاش مي‌‌کند. خانم ها لذت مي‌‌برند تا بدون اينکه شما به آنها چيزي بگوييد، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بياورند. شايد آنقدرها هم که شما تصور مي‌‌کنيد از اين کار متنفر نباشد.

7- سرتاپاي او را وارسي کنيد

خانم ها به اندازه آقايون دوست دارند که ديگران آنها را به خاطر توانايي هاي ذهني و عملي شان تحسين کنند، و زمانيکه کاري را درست انجام دادند مورد تشويق قرار بگيرند؛ آنها در چنين حالتي انتظار ترفيع رتبه و تشويقي نيز دارند. اگر يک خانم با حالت جذابي صحبت ميكند دلش مي‌‌خواهد مورد توجه قرار بگيرد. البته اين امر به شرايط و کسانيکه به او توجه مي‌‌کنند هم بستگي دارد.

اما زمانيکه نوبت به مردي مي‌‌رسد که خانم دوستش مي‌‌دارد، با کمال ميل به او اجازه مي‌‌دهد که کليه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقايون از تعريف و تمجيد لذت مي‌‌برند. اگر به او توجه کنيد او واقعا خوشحال مي‌‌شود و اين خوشحالي شما را به هر کجا که بخواهيد خواهد رساند.

8-هميشه بهترين رفتارهايتان را رو نکنيد

هر چند خانم ها در بيشتر موارد، زماني که غر زدن هايشان را شروع مي‌‌کنند کاملاً جدي هستند، (به ويژه زمانيکه آشغال غذاهاي خود را روي ميز بگذاريد و يا جوراب هايتان را برنداريد) اما بايد اين امر را هم در نظر داشته باشيد که اگر بخواهيد هميشه با او موفقت کنيد و مطابق خواسته هايش رفتار کنيد، او دلش براي خود واقعي شما تنگ خواهد شد.
اين دست رفتارها به دو قسمت تقسيم مي‌‌شوند: آنهايي که خود واقعي شما را نمايان مي‌‌سازند و آن دسته اي که شما را به او نشان مي‌‌دهند. از آنجايي که ما کاملاً واقف هستيم که خانم ها نيازمند توجه هستند و همين توجه باعث جذب خانمها به آقايون مي‌‌شود، اين احتمال وجود دارد که برخي رفتارهاي منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روي لب هاي او بنشاند و در وجود او جذابيت بيشتري نسبت به شما ايجاد نمايد. بنابراين هيچ گاه نبايد به ظاهر صحبت هاي او توجه کنيد؛ در بيشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست مي‌‌دارد.

http://www.funpatogh.com/News/17533